انتخابات
انتخابات
 
نظر سنجی انتخابات

 

سه دهه تحریم با فرجام معکوس

سه دیدگاه عمده در خصوص اعمال تحریم های ضد ایرانی غرب: تحریم‌ها وسیله‌ای برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره، مقدمه ای برای اقدام نظامی علیه ایران، برنامه هسته‌ای ایران حاصل اجتناب ناپذیر فرآیند موجود و تبدیل شدن ایران به یک قدرت هسته ای.

 کاربست تحریم به عنوان یکی از ابزارهای اصلی قدرت بخصوص از جانب قدرت های بزرگ، سابقه ای دیرینه و طولانی مدت در روابط بین الملل دارد. بویژه اینکه آمریکایی ها در روابط شان با سایر کشورها از جمله شوروی، کوبا، لیبی، کره شمالی و عراق، از این ابزار بهره های فراوان برده اند. باید توجه داشت که ایالات متحده آمریکا تاکنون تنها کشوری بوده است که از اعمال تحریم‎های اقتصادی در جهت هدایت و کنترل سیاست و خط‎مشی کشورهای دیگر سود برده است. اگر چه تأثیر اقتصادی، مالی و نظامی آمریکا و ابر قدرت بودن آن در این زمینه‎ها آن را قادر می‎سازد تا از تحریم‎ها به عنوان دستاویزی برای به اجرا گذاشتن سیاست‎ خارجی خود استفاده کند، با این حال، تأثیر این تحریم‎ها بالاخص در رابطه با جمهوری اسلامی ایران، همواره از این نقطه نظر که آیا استفاده از ابزار تحریم جهت واداشتن ایران به همراهی با غرب سیاستی درست بوده است، در پرده ابهام قرار داشته است. چراکه شرایط جمهوری اسلامی ایران در زمینه  تحریم های اعمالی از سوی آمریکا، شرایطی کاملاً متفاوت و متمایز از مقام مقایسه با سایر کشورهایی که تاکنون از جانب آمریکا تحریم شده اند، می باشد. در حقیقت، « خواسته های نامتعارف» و غیرمعقول نظام بین الملل از نظام اسلامی از یک سو و « دکترین سیاسی و انقلابی جمهوری اسلامی ایران» در عرصه های جهانی که ارزش های لیبرال و مبانی دموکراسی غربی را به چالش طلبیده است، از سوی دیگر، عوامل اساسی در اعمال و تشدید گسترده ترین تحریم ها توسط غرب علیه جمهوری اسلامی در طول 33 سال گذشته بوده است.

 

تحریم؛ نبرد سی ساله غرب با ایران با سلاح اقتصاد

 

استفاده غرب از ابزار تحریم برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران را می توان جنگ سی ساله غرب با « سلاح اقتصاد» علیه ایران نامید. اما نکته قابل تأملی که باید مورد اشاره قرار داد، این است که تحریم خرید نفت از سوی آمریکا و اروپا که هم اینک جریان دارد، بیشتر به یک « خیمه شب بازی» شباهت دارد تا یک « رفتار سیاسی سنجیده، معقول و حساب شده».

 

بنابراین، حجم انبوه تحریم های یک یا چدجانبه ای که طی سه دهه اخیر و پس از پیروزی انقلاب اسلامی از سوی قدرت های بزرگ مداخله گر، در راستای « مهار» و « براندازی» نظام ارزشی جمهوری اسلامی، بصورت مستمر و روزافزون اعمال شده است، نه تنها حصول نتایج مورد انتظار را برای غرب بدنبال نداشته است، بلکه بالعکس، تمام ماجراجویی های غرب و نیات و مقاصد آنها را در این زمینه همواره با « شکست» مواجه ساخته و جز ضرر و زیان بخصوص در ابعاد سیاسی و اقتصادی، هیچ دستاورد دیگری حتی در کوتاه مدت برای آمریکا و اروپا در پی نداشته است. 

 

تاریخچه تحریم های اعمالی غرب بر ضد جمهوری اسلامی ایران

 

رژیم تحریم‌های ضد ایرانی آمریکا در طول حدود سه دهه تکامل یافته و نشان دهنده چند مرحله منحصر به فرد در تاریخ متلاطم روابط آمریکا و ایران و نگرانی‌های رهبران آمریکا درباره ایران بوده است، که در ادامه به صورت گذرا به آنها اشاره می شود.

 

« دور اول» تحریم های اعمالی توسط غرب از اواخر دهه 1970 و پس از وقوع انقلاب اسلامی علیه ایران اعمال شد. در این دوره، یعنی دهه 1980، همزمان با آغاز جنگ تحمیلى عراق علیه ایران‌، آمریکایی ها تحریمى یک جانبه براى جلوگیرى از دسترسى ایران به تسلیحات نظامی اعمال نمودند. این تحریم ها در واقع یک نوع کمک بزرگ به عراق به حساب مى‌آمد، که آمریکا در تمام طول دهه 80 میلادى تلاش کرد تا بر آن سرپوش بگذارد، که خلاصه آن به شرح زیر است:

 

تحریم تسلیحاتی ایران توسط کارتر و بلوکه کردن وجوه پرداختی ایران، به همراه تحریم ورود نفت از ایران و مسدود کردن تمام دارایی های دولت ایران در بانک های آمریکا، ممنوعیت هرگونه صادرات به ایران به استثنای غذا و دارو، ممنوعیت معاملات مالی و سفر به ایران، توقیف تمامی تجهیزات نظامی خریداری شده توسط ایران از آمریکا، افزایش محدودیت های صادراتی به ایران بخصوص در حوزه مواد شیمیایی، گسترش تحریم های وارداتی از ایران شامل مواد پالایش شده نفتی در آمریکا و در کنار آن دستور العمل رئیس جمهور آمریکا مبنی بر ممنوعیت صدور 14 نوع کالاى داراى امکان استفاده بالقوه نظامى به ایران، مهمترین تحریم هایی بوده است که در دوره اول اعمال شده است.

 

« دور دوم» تحریم ها( دهه 1990)، پس از یک تنفس شش ساله این بار توسط بیل کلینتون از سال 1995 شروع شد. تحریم حوزه های « انرژی» توسط آمریکا با فشار بر شرکت ها و کشورهای ثالث و تمهید مقرراتی برای مجازات آنها در صورت همکاری با ایران وجه ممیزه این دوره از تحریم ها بود. در واقع، آمریکایى‌ها پس از آزادسازى کویت از اشغال نظامیان بعثى‌، طرح « مهار دوگانه‌» را در ماه مه 1993 براى اعمال فشار بر دو کشور ایران و عراق و تحریم این دو کشور مطرح کردند. قانونى که بر فشار به دو کشور به دو گونه و دو روش متفاوت دلالت داشت‌. قانون عدم کمک به تسلیحات متعارف ایران که به صورت اصلاحیه‌اى به قانون بودجه دفاعى سال مالى 1993 تصویب شد، مجازات هایى را علیه اشخاص یا کشورهایى که به ایران کالا یا تکنولوژى تحویل دهند، که به تولید سلاح هاى متعارف این کشور کمک کند، مقرر کرده و تأکید داشت که از درخواست مجوز براى صدور تجهیزات داراى استفاده‌هاى نظامى امتناع شود.

 

همچنین، لایحه اختصاص بودجه براى عملیات خارجى مربوط به سال مالى 1993، هرگونه کمک به روسیه را منوط به انجام مذاکرات مقامات آن کشور با آمریکا به منظور کاهش صادرات سلاح هاى متعارف پیچیده به ایران کرده بود. کنگره آمریکا سپس توانایى مؤسسات مالى بین‌المللى را براى اعطاى وام به ایران طى سال هاى مالى 1994 و 1995 به شدت محدود کرد. جزئیات بیشتر تحریم ها در این دوره به شرح ذیل بود:

 

ممنوعیت معاملات نفتی با ایران با هدف جلوگیری از توسعه صنعت نفت، ممنوعیت هرگونه تجارت و سرمایه گذاری بین ایران و آمریکا، تصویب قانون مجازات علیه شرکت های غیرآمریکایی که در بخش انرژی ایران سرمایه گذاری کنند، که به « قانون داماتو» معروف است، تلاش برای تشدید تحریم بخش انرژی و تحریم کشورهای ثالث صادرکننده به ایران توسط آمریکا.

 

لازم به توضیح است، قانون داماتو قانونی است که در سال ۱۹۹۶ دولت آمریکا برای تحریم ایران به تصویب رساند. بر اساس این قانون، شرکت‌هایی که در یک سال بیش از چهل میلیون دلار در ایران سرمایه گذاری کنند از دادوستد با دولت آمریکا محروم خواهند شد. این قانون توسط داماتو، سناتور ایتالیایی الاصل کنگره آمریکا و از جمهوری خواهان محافظه کار به کنگره آمریکا ارائه شد. قانون داماتو هر پنج سال یک بار بازبینی می‌شود.

 

« دور سوم» تحریم ها( دهه اول قرن 21) بدنبال ناکامی هایی که پس از دو دهه تحریم های یکجانبه علیه ایران، متوجه آمریکا شده بود، این کشور را بر آن داشت تا این بار با توسل به « مکانیسم های بین المللی» از جمله سازمان ملل متحد و به بهانه فعالیت های هسته ای ایران، جمهوری اسلامی را مورد تحریم قرار دهد. شرح مختصر تحریم های اعمالی در این دوره به صورت زیر است:

 

تمدید فرامین اجرایی رئیس جمهور آمریکا در مورد مسدود کردن دارایی های ایران و ممنوعیت توسعه صنعت نفت ایران، تمدید فرامین اجرایی رئیس جمهور آمریکا در مورد ممنوعیت تجارت با ایران و مجازات کشورهای ثالث معامله کننده با ایران، تحریم علمی علیه ایران، مسدود کردن دارایی برخی از اتباع ایرانی به دستور جرج بوش، تحریم بانک صادرات ایران، تحریم شرکت های تجاری مرتبط با ایران توسط مقامات ایالت فلوریدا، ممنوعیت نقل و انتقال پول به آمریکا یا از آن به ایران از طریق بانک های سپه، صادرات، ملی، کارگشایی و آرین، ضبط دارایی های ایران نزد بانک کردیت سوئیس، تحریم بانک ملی و صادرات توسط انگلیس.

 

« دور چهارم» تحریم ها( دهه دوم قرن 21) پس از سی سال سرخوردگی آمریکا از تحریم و فشار بر ایران با اندک تفاوتی از تحریم های سابق و « با مشارکت کشورهای اروپایی» و تحریم « نقاط کلیدی» یعنی نفت، گاز و صنایع پتروشیمی و نیز بانک مرکزی شروع شده است، که به این قرار است: گسترش تحریم اقتصادی مبتنی بر واردات از ایران توسط اوباما، گسترش تحریم فراگیر آمریکا علیه ایران در حوزه های نفت، گاز و پتروشیمی، تحریم برخی از افراد و شخصیت های ایرانی، تصویب شکننده تحریم نفتی ایران توسط اتحادیه اروپا، تصویب ضعیف قانون تحریم مالی بانک های ایرانی در اتحادیه اروپا و در نهایت اعمال دور جدیدی از تحریم ها در فوریه 2013 به منظور ایجاد محدودیت های بیشتر در زمینه تأمین مالی ایران.

 

اهداف آمریکا از تحریم ایران

 

از یک چشم انداز تئوریک می توان هدف تحریم و ترویج تبلیغات منفی غرب به ویژه آمریکا علیه ایران را در یک اندیشه نظری پراهمیت در روابط بین الملل جستجو نمود و آن راهبرد جلوگیری از ظهور هژمونی منطقه‌ای و به هم خوردن وضعیت موجود است. در این راستا، اساساً تحریم جمهوری اسلامی ایران را بایستی ادامه همان « سناریوهای تکراری» تلقی نمود که تقریباً پس از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شده و در جریان پرونده هسته ای کشور به « اوج» خود رسیده است. در واقع، سیاستگذاران و قانونگذاران آمریکایی برداشت‌های مختلفی از تحریم‌ها علیه ایران دارند، که از آن جمله می توان به عنوان ابزاری برای آوردن ایران بر سر میز مذاکرات، داشتن برگ برنده در مذاکره بر سر برنامه هسته‌ای ایران، تاکتیکی جهت کاهش سرعت پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران، اقدامی به منظور محدود کردن حمایت ایران از سازمان‌هایی نظیر حزب‌الله و حماس، راهی برای وادار کردن ایران به تغییر سیاست‌های داخلی و در نهایت به عنوان ابزاری برای تغییر حکومت در ایران اشاره نمود. در حقیقت، تحریم‌های گوناگونی که در حال حاضر علیه جمهوری اسلامی اعمال شده است، همگی با این فرض هستند که می‌توانند با افزایش فشار اقتصادی بر اقتصاد ایران، مؤسسات، شرکت‌های خصوصی و مردم، سیاست رهبران ایران را تغییر دهند.

 

بطور کلی، می توان سه دیدگاه عمده را در خصوص اعمال تحریم های ضد ایرانی غرب بیان داشت: برخی بر این باورند که این تحریم‌ها وسیله‌ای برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره است. گروهی دیگر، تحریم های جدید آمریکا را مقدمه ای برای اقدام نظامی علیه ایران می‌دانند و گروه سوم نیز بر این باورند که برنامه هسته‌ای ایران حاصل اجتناب ناپذیر فرآیند موجود و تبدیل شدن ایران به یک قدرت هسته‌ای است. از این رو، تحریم‌ها علیه ایران بخشی از سیاست کلان « مهار ایران» به مانند سیاست مهار شوروی سابق تلقی می گردد.

 

 با این وجود، می توان مجموعه ای از اهداف متعدد را در زمینه تحریم های ضد ایرانی غرب که هم اینک با شدت بیشتر جریان دارد، مورد شناسایی قرار داد. از جمله این اهداف می توان به موارد ذیل اشاره نمود: جلوگیری از ادامه روند فعالیت های صلح آمیز هسته ای و ممانعت از غنی سازی اورانیوم و چرخه سوخت هسته ای در جمهوری اسلامی( اهداف فوری)، تعلیق فرآیند غنی سازی اورانیوم، بازدارندگی و ایجاد موازنه قدرت در برابر جمهوری اسلامی ایران و مهار منطقه‌ای و بین‌المللی ایران( اهداف کوتاه مدت)، تغییر رفتار جمهوری ا سلامی ایران و مشخصاً حل موضوع صلح خاورمیانه از طریق کاهش و سپس « تضعیف امنیت ملی جمهوری اسلامی» بصورت توأمان در سه بعد نظامی، سیاسی و اقتصادی( اهداف میان مدت)، تغییر ساختاری و ماهوی نظام جمهوری اسلامی و براندازی آن از طریق سست نمودن پایه های مشروعیتی و شکل دهنده و در نهایت ایجاد یک نظام سیاسی غرب گرا و وابسته به غرب، بگونه ای که جمهوری اسلامی به کشوری لائیک و خنثی تبدیل شود( اهداف بلندمدت)، تضعیف و کاهش « ضریب امنیت اقتصادی» کشور از طریق ایجاد اخلال در روند تأمین نیازهای جامعه و مردم، رفاه و معیشت اقتصادی، توسعه صنعتی، تکنولوژیکی، اقتصادی و تجاری و جلوگیری از دسترسی آزاد کشور به منابع، سرمایه و بازار جهانی( اهداف مستقیم) و همچنین کاهش « امنیت سیاسی جمهوری اسلامی» به دنبال تضعیف امنیت اقتصادی، یعنی ایجاد چالش و منازعه در مبانی مشروعیتی نظام و ایدئولوژی مشروعیت بخش به آن( اهداف غیرمستقیم).

 

محققاً انگیزه اصلی از تحریم ایران توسط غرب دستیابی تحریم کنندگان به « اهداف سیاسی و امنیتی» از طریق کاهش درآمدهای ارزی و قطع خطوط منابع مالی با خارج، با هدف متوقف ساختن فعالیت های هسته ای می باشد. در واقع، هدف اولیه و اساسی از تحریم ایران « تضعیف امنیت ملی جمهوری اسلامی» به ویژه در ابعاد سیاسی و اقتصادی است. چرا که امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در چهارچوب تعریفی موسع فقط بعد نظامی را در بر نگرفته، بلکه ابعاد نظامی، سیاسی و اقتصادی را توأمان شامل می شود.

 

جمع بندی

 

 باید اذعان داشت که سیاست خارجی آمریکا تاکنون با ابزار فشار و تهدید در مقابل ایران موفق نبوده است و نتوانسته تغییری را در رفتار جمهوری اسلامی ایجاد کند. چرا که جمهوری اسلامی به دلایل عدیده ای از جمله بهره مندی از برخی امتیازات ویژه، از جمله اهمیت پایگاه ایدئولوژیکی در نظام منطقه ای خاورمیانه، انسجام ملی، رهبری توانمند و آگاه، داشتن منابع عظیم انرژی، موقعیت استراتژیک ایران( تسلط بر تنگه هرمز)، نبوغ دور زدن تحریم ها، برگ های برنده ایران در لبنان، عراق، فلسطین و سوریه، موقعیت برجسته نظامی، ظرفیت به خطر انداختن امنیت رژیم صهیونیستی( به عنوان پسرناخوانده آمریکا در منطقه)، توانایی در قطع شریان نفت و انرژی جهان، قدرت به خطر انداختن امنیت پایگاه های آمریکا و مواردی از این دست، همواره از توانمندی های بالایی در مواجهه با آمریکا و تهدیدات ناشی از رویکردهای آمریکایی برخودار بوده است.

 

همچنین، جمهوری اسلامی در مسایل کلیدی که مورد توجه اصلی آمریکاست، از جمله حمایت از گروه‌های اسلامی مانند حزب الله لبنان، به دست آوردن موشک‌های دور برد و تکنولوژی تولید انرژی صلح آمیز هسته‌ای و همچنین مخالفت با رژیم صهیونیستی اسرائیل هیچ تغییری در سیاست های و رفتارهی خود ایجاد نکرده است. سیاست تحریم نیز نه تنها باعث قدرتمندی نظام اسلامی گردیده، بلکه از طرف دیگر باعث شده است تا چهره نامناسبی از آمریکا در مقابل چشمان مردم ایران ترسیم شود. بنابراین، باید اذعان داشت که اعمال تحریم علیه ایران سیاست نادرستی است که از جمله می تواند به منازعه‌ای گسترده و فرامنطقه ای منجر شود. بنابراین، دولت آمریکا با حسن نیت تمام می بایستی سیاست دوران بوش مبنی بر بهره‌برداری از مسئله هسته‌ای برای منزوی کردن ایران را رها کند و بجای تداوم سیاست تقابل، در صدد ایجاد تفاهم و جلب کمک و همکاری ایران برای برقراری صلح و امنیت در منطقه بر آید.


نظرات شما عزیزان:

ناشناس
ساعت17:17---26 اسفند 1391
نکنه خودتو به خواب زدی ؟! چشماتو بستی ؟؟ نمیبینی اوضا چیجوریه ؟؟؟؟؟!

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:







برچسب‌ها: تحریم معکوس ایران آمریکا
نوشته شده در تاريخ شنبه 12 اسفند 1391 توسط شهدا شرمنده ایم
تمامی حقوق مطالب برای انتخابات محفوظ می باشد